پویش معماری

اندکی معماری

« تعریف معماری از نگاه معماران بزرگ و شخصیت های برجسته»
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱  

دکتر صارمی:آثار معماری مجسمه های بزرگ کره زمین اند.


« تعریف معماری از نگاه معماران بزرگ و شخصیت های برجسته»

 

 

"توجه داشته باشید این مطلب به علت نداشتن منبع و مأخذ معتبر قابل استناد نمی باشد و وبلاگ جاری مسئوولیتی درقبال عواقب آن ندارد شایان ذکر است که در اولین فرصت ویرایش شده و هرگونه همکاری و اضافه نمودن تعاریف جدید(اعم از معماران ایرانی و خارجی) به این مجموعه را با آغوش باز پذیرا هستم" (استفاده بیش از حد از کلمات نا مأنوس غیر پارسی را به حساب سواد اندک نگارنده گذاشته و به منش والای خود ببخشید سعیم بر این است در اولین فرصت با سواد شوم)

 

 

                                                                          گرد آورنده:مهدی سبزی(سپنتا)

 

 

 

_دکتر صارمی:

آثار معماری مجسمه های بزرگ کره زمین اند.

 

_بهرام شیر دل:

فکر من در معماری و شهر سازی ،قابل انعطاف کردن فضاهاست.به گونه ای که جوابگوی تفاوتهای بیشماری باشد.انسان با گذشت زمان،افکار و خصوصیاتش تغییر می کند،معماری نیز باید اینچنین باشد

_کامران افشارنادری :

معماری انتظامی است با طبیعتی پیچیده که مباحث مختلف از فلسفه و جامعه شناسی تا ریاضیات و تکنولوژی در آن مطرح می باشند.معماری به دلیل ارتباط مستقیم با زندگی عینی انسان ها، مملو از عناصر و فضاهایی است کهدارای معنای عمیق فرهنگی و القا کننده احساساتی بسیار قوی می باشد. معماری بحث طراحی فرم است و نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه ای حسی و ادارک پایدار فضای هستی، تعادل برقرار کند. معماری هنر به نظم آوردن فضا است

_ سید هادی میرمیران :

معماری رد زمان است بر فضا . معماری فقط فضاست . حجم هم فضاست . حجم را اگر از بیرون نگاه کنیم یک نوع فضا می شود . ما معماری را با حجم می بینیم و با فضا درک می کنیم .
::

_حسین سلطان زاده:
 
معماری تنها هنری است که می توان آن را بازتاب گستردة فرهنگ جامعه دانست و از جمله تخصص هایی است که از دانش ها، فنون و هنرهای گوناگون ترکیب شده است

_منصور فلامکی:

معماری یک پدیده ایست که برای زاده شدنش بذری لازم است و برای پروراندنش باید تغذیه شود،به هرکجا زاده شود،به رنگ خاک و به طعم آب همانجا در می آید و با گذر زمان میمیرد  و اگر دگرگون نشود،به تعالی نمی رسد. و در حقیقت امر،معماری می تواند ترجمان اندیشه ها و سلیقه ها و نیازهای انسانی شناخته شود که در لحظه ای خاص در زندگی دست به گل برده وبا آفرینش شکلی معین ،به بیانی مطلق ،به همان روزی که ساخته سخن گفته است.

_داراب دیبا:

* معماری همیشه آینة انسان و آرزوهایش بوده است.* زبان بیان معماری های جهان بر هندسه استوار است.

* معماری در بخش دریافت وجودی خود (احساس و ادراک انسان از معماری) نیاز به مقدماتی دارد که هندسه از طریق جاگذاری تناسبات کوچک و بزرگ نسبت به مکان و مرکز معین ضمن رشد اعداد آن را فراهم می کند.* در معماری تعادلی موزون، بین ساختمان و محیط طبیعی آشکار است و همانند یکی از موجودات طبیعت با آن همنفس و همدلی صورت گرفته است.* معماری، انتقال دهنده معنی است و نه شکل.

_داراب دیبا :

در شکل گیری معماری های جهان بدون شک ارزشهای فنا ناپذیر و جاویدان حضور دارند که فصل مشترک آن موجودیت انسان در زمین و جهان بینی اوست. * مفاهیم و اصول معمای در طول تاریخ با فرهنگ یک سرزمین انتقال یافته و تسری می یابند.

* معماری دارای دو رکن اصلی فرهنگی و علمی است و هرگاه در سیر زمان یکی از ارکان سست و ضعیف گردد، نتیجه حاصله ناکافی و ناتمام رشد می نماید. در این رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر زمینه از ضروریات پایه این علم و هنر می باشد.

* اثر معماری برخوردار از روح و فرهنگ یک سرزمین، در تجلی کالبدی خود پیام آور بسیاری از عوامل محیطی پنهان جامعه بوده و در بیانی انتزاعی در ترکیبات هندسی و فضایی معمای، انتقال دهنده، معنویت اصالت و حقیقت وجودی خود، همانند هنرهای دیگری باشد که انسان در برابر و به هنگام دریافت آن به مقام والای فرهنگی خود ارتقا می یابد

 

_لطیف ابوالقاسمی:

معماری  بازتاب اندیشه ها و مباحث انسانی است.

 

_عبدالحسین نقره کار:

(تعریف اجمالی):   ساماندهی فضا،متناسب بانیازهای مادی و روحی انسانها.

(تعریف تشریحی):   باز آفرینی و ساماندهی فضا،با عوامل مادی و صوری،متناسب با نیازهای مادی و روحی انسانها و در جهت صیرورت آنها.

_دکترنوحی:

منظور از معماری در حال حاضر عبارتست از اشغال فضا بوسیله ی بناها و ملحقات ابنیه یا ایجاد هویت در فضا بوسیله بناها و ملحقات آن یا ساماندهی فضای زیست، که طبق این تعریف رشته ایست هنری،علمی،فنی و انسانی بطوری که با تمام این رشته ها سر و کار داشته،آگاهانه و غیر آگاهانه که در رابطه و تأثیر متقابل با آنها واقع می شود،یعنی تمام مقوله ها و امور فوق الذکر در جریان سیر تحولات اجتماعی تأثیر آگاهانه و غیر آگاهانه خود را روی ساماندهی فضای زیست به جاگذاشته ومتقابلاً فضای زیست بطور مستقیم و غیر مستقیم روی سایر امور اثر می گذارد.لهذا کار طراحی با تمام امورو مقوله ها و مباحث علمی ، هنری (فلسفی)و فنی سر و کار داشته است.

 

_محمدرضا قانعی :

هنرمعماری چیزی است فراتر از عملکرد ، سازه و حتی مصالح ساختمانی پدید آورنده فرم و فضا . « معماری » در واقع ، تغییر شکل فضا به شکا هنرمندانه است. وقتی می گوییم هنرمندانه سه مفهوم « ابداع » « سنخیت » و « کمال » را در نظر داریم.

بالکریشنا دشی ( معمار هندی معاصر) :

 معماری پدیده ای منفرد نیست . هنر نقشی مهم در طبیعت دارد . اندیشه ناب بیان شدنی نیست اما سکونتگاههای انسان بیانگر سکونت او در جهان هستند ، پس منشا اثر معماری تنها اندیشه ناب نیست و راز معماری کردن نیز تنها کالبد بخشیدن به باورها نیست. برپاکردن دیوار و ساختن طاق برای تعریف مکان برای کار و سکونت و عبادت ، و دیگر امور زندگی ، نیازمند شناخت اصولی است که از راه آنها اندیشه ناب کالبد می یابد و بدین سان بیان می شود.

 

_ویترو ویوس معمار معروف رومی:

معماری از نظم . سازواره و ارایش و تناسبات و هماهنگی و تناسبات .قرینگی پسندیدگی و ایستگی و اقتصاد ناشی و نتیجه میشود .

_سر کریستورفر رن معمار بزرگ انگلیسی :

معماری حاصل زیبایی استحکام و پایداری است و آسایش و اسودگی است ..

سر هنری وتن هم:

 یک ساختمان خوب سه شرط دارد محصولی در خور و سودمند باشد دارای استحکام و پایداری باشد و مسرت بخش باشد .

_ویلیام موریس (William Morris):

معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می
کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.

  
_اتین لویی بوله (Etienne-Louis Boullee):
معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه
شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور میکردند، میساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل میدهد، اینک ما میتوانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر میرسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد.

_آدولف لوس:

 زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو میشویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو میرویم و چیزی در درون ما میگوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است

_آدولف لوس:
 
معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها


آدولف لوس (Adolf Loss):

زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می
شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو میرویم و چیزی در درون ما میگوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است.


لوکوربوزیه (Le Corbusier):

. . . اینکه معماری در لحظه
ای از خلاقیت بوجود میآید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواستههایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالیتر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته میشود و آماده میگردد تا تواناییهای شاعرانهای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمیانگیزانند و به ما لذت و سرور میبخشند.


سرنیکولاس پوزنر (Sir Nikolaus Pevsner):

آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونهای از معماری میباشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور میکند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمانهایی را در برمیگیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیباییشناسانه طراحی شدهاند.


لویی کان (
Louis Kahn):

. . . معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام میدهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه میکند . . . روحی که سبک نمیشناسد، تکنیک نمیشناسد، متد نمیشناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش میباشد.


 




ویلیام موریس - هنرمند و معمار انگلیسی:

 

 معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارتست از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.


 


- برنارد چومی :

معماری چگونه می تواند ابزاری باشد که جامعه با آن قلمروهای جدیدی را کشف کند وشناخت جدیدی را به وجود آورد؟ (1)


- جفری اچ بیکر:

 معماری قصد دارد تا احساسات را از طریق رسانه فرم بیان کند. (2)


- نیچه:

 معماری توان این را ندارد که اهم خبرها را تغییر دهد.

به بیان دقیق تر معماری دنیایی را که مجری اهم خبرهاست شکل می دهد... (3)



 جفری اچ بیکر:

 معماری همانند نقاشی، موسیقی و ادبیات مولودی است زمینی و بمانند پوسته ای برای فعالیتهای بشری، عاملی پیوسته به موجودیت اوست و پیوند ذاتی آن بروشنی از نیاز اساسی انسان به سرپناه نشأت می گیرد. از سوی دیگر معماری در ارتباط با فضاست و در میان هنرها تنها معماری پاسخگویی به ساده ترین نیاز بشر یعنی سرپناه بیانگر امیال و ایده های حکومت، مذاهب و سلاطین است و یکی از پایه های اصلی فرهنگ بشری است. [4]


آموس راپاپورت:

 ( معماری سرپناه است، اما نماد و شکلی از ارتباط نیز هست چنانکه به گفته سرهربرت رید «همه هنرها شکلی از گفتگوی نمادین هستند.» معماری تجلی عینی افکار و آرزوهای انسانی و ضابط باورها وارزش های فرهنگی است که به وسیله ی آن خلق شده است. [5]


- داراب، دیبا:

 معماری در محیط شکل می گیرد و دارای پیکره ای است که در بطن خود فضاهای گوناگونی را در بر دارد که انسان در آن در حرکت و زندگی است و فضای شکل گرفته ملهم از پیکره و بدنه هاست و دارای هویت وجودی خاص خود است و مهم ترین عامل درمعماری نحوه ی شکل گیری فضا در آن است. [6]


- کریستین نوربرگ شولتز:

به استناد تعریف سوزان بیکر می توان گفت «معماری هنگامی به وجود می آید که محیط کاملی پدیدار شود و این امر به مفهوم ملموس کردن روح مکان است. [7]

 

 

_لویی کان :

  آنچه معمار انجام می دهد، پیش از آنکه تبدیل به یک بنا شود، باید  پاسخی باشد به نهاد انسان .

 

_لویی کان :

معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام میدهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه میکند . . . روحی که سبک نمیشناسد، تکنیک نمیشناسد، متد نمیشناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش میباشد

_لویی کان:

 معماری از جایی شروع می شود که عملکرد کاملاً شناخته شده و مشخص است

_لویی کان:

 معماری به عنوان خلقتی هنری برای برآوردن یک نیاز نیست بلکه آفریدن  یک  نیاز   است معماری شناسایی همگن فضاهایی است متناسب با عملکردهای خاص انسانی  معماری سازندگی ذهنی فضاها است

 

_فرانک لوید رایت  :

 معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

 

_میس ون دروهه:

 معماری زمانی آغاز می­شود که شما دو آجر را با دقت پیش هم می­گذارید.

_میس ون دروهه:

 معماری در جزئیات است ...              

_میس ون دروهه:

 معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده، شاداب و جدید

_لوکوربوزیه:

 اینکه معماری در لحظه ای از خلاقیت بوجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی تر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می شود و آماده می گردد تا توانائی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد که ما را بر می انگیزانند و به ما لذت و سرور می بخشد.

 

_لوکوربوزیه :

من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­ گفتن باقی می­گذارد.

معماری، بازی استادانه، صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور می باشد. معماری، فرهنگ عمومی است.

_لوکوربوزیه :

معماری فرم ها، حجم ها، رنگ ها، آکوستیک و موسیقی است. نور و سایه، بلندگوهای معماری اند.

 

 

_لوکوربوزیه :

اینکه معماری در لحظهای از خلاقیت بوجود میآید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواستههایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالیتر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته میشود و آماده میگردد تا تواناییهای شاعرانهای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمیانگیزانند و به ما لذت و سرور میبخشندلوکوربوزیه معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.(منظورم از نیازها استفاده ،راحتی و آسایش عملی است)

 

_فیلیپ جانسون:

 من از تعطیلات متنفرم. اگر شما می­توانید ساختمان­هایی را بسازید، چرا باید در کنار دریا بنشینید؟

_فیلیپ جانسون:

معماری هنری است شگفت انگیز روشنگر و آزادی ساز هنر معماری عبارتست از طرحهای فردی ای که با نقاشی و تندیس
رقابت می کند در واقع معماری تنها ایجاد انواع جدید فضاها است

_تادائو آندو:

 خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند

_تادائو آندو :

وظیفه معماری درک منطق توصیف ناشدنی مکان است

 _تادائو آندو :

معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد 

_سانتیاگو کالاتراوا :

هندسه مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند

_فرانک گهری :

من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می­کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می­برد و آنها هم به آنچه که می­خواهند، می­رسند و از کار احساس رضایت می­کنند. این روند باعث می­شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می­شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می­آورد

_ویلیام موریس:

 معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند

_جان راسکین:

 تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسبترین اصول ساختمان

_جان راسکین:

معماری هنری است برای همه که باید آن را یاد بگیرند.

_جان راسکین:

 معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید

_اتین لویی بوله:

 معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانهشان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور میکردند، میساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل میدهد، اینک ما میتوانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر میرسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد

 

_آی.ام.پی:
 
معماری زندگی است.در یک جامعه متمدن، فرض بر این است که در پشت معماری، زندگی زیبایی نهفته است. اگر ما دارای جامعه متمدن باشیم و هنرمند این زندگی خاص را منعکس کند پس معماری باید زیبا باشد 

_آلوار آلتو :

معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری
باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است

_برونوزوی:
 
معماری هنر ساختن فضا است

 

_فرانسیسکو میلیزیا:
 
معماری هنر ساختن است

 

_برنارد چومی :

معماری، به چهره ای نقاب پوش می ماند نمی توان به راحتی نقاب را پس زد. همواره مخفی است در پس طرح ها، دریافت ها، عادت ها و قید و بندهای فنی، اما همین دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آن را این همه خواستنی می‏کند. این‏نقاب‏زدایی لذت‏معماری است

 

_رابرت ونتوری :
 
معماری، یک ساختمان است با دکوراسیون به کار رفته

 

_ژاک دریدا:
 
معماری کوششی است برای آنکه پیوند بین خود و فلسفه را استوار سازد و آن را قابل تصور نماید

-ژان نوول :

اگر کسی بخواهد به تعریف معماری امروز بپردازد باید تعریف خود را با شمردن کارهایی که معماری بدان نمی پردازد آغاز کند. معماری، حالت و ادامة جهان، نفی هرج و مرج و ماجرایی در بطن غیر ارادی است

 

-ژان نوول:

 معماری قبل از هر چیز شیوه تفکر و مخصوصاً تحلیل است. معماری تجربه نیست. بنابراین هر نوع معماری باید خاص باشد

 

-هانس هولاین:
 
معماری، نظمی معنوی است که در ساختمان ها
تجسم یافته است. معماری یک مفصل ارتباطی است یعنی به یک بعد اضافی عینیت بخشیدن

 

-هانس هولاین:

 معماری واقعی در عصر ما در حال تعریف جدیدی از خودش به عنوان یک واسطه و توسعة دامنة بیان خودش است. همه چیز معماری است. معماری رمز آلود، تداعی کننده و دو جنبه است

 

-هانس هولاین:

 همه معمارند و همه چیز معماری است

 

_نورمن فاستر:

 معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است، درباره مردم است، درباره مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است

_هرمان موتسیوس:
 
معماری، وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست. هنگامی که ملتی می تواند مبل ها و لوسترهای زیبا بسازد اما هر روزه بدترین ساختمان ها را می سازد، دلالت بر اوضاع نابسامان و تاریک آن جامعه دارد؛ اوضاعی که در مجموع، بی نظمی و عدم قدرت سازماندهی آن ملت را به اثبات می رساند

_اتو واگنر:

 هنر به طور کلی و معماری به طور خاص نشانگر سیستم معتبر ارزش گذاری در هر دوره هستند

_یورگ گروتر :

معماری، مجموعه ای است کم و بیش پیچیده، از
سیستم های فضایی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند، یکدیگر را می پوشانند، در یکدیگر تداخل می کنند و با یکدیگر به رقابت می پردازند

 پیتر –آیزنمن:

 معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری، محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان معماری، لامکانی را فرو می نشاند. زیرا لامکانی موقعیت متناقض را دامن می زند

-پیتر آیزنمن:

   معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است 

-پیتر آیزنمن:

معماری بایدهمانند یک متن باشد،درفرآیند شکل گیری خود جان بگیرد و از بطن خود بسطپیدا کند که در روند طراحی اثر،در هدایت آن از مبداء مشخص به سوی پایانی معلوم نیست،بلکه پایانی باز دارد، مانند راه پله.

_رم کولهاس :

معماری آمیزه ایست پر تناقض از توانایی و ناتوانی.

_زیگفرید گیدئون:

 معماری محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند
عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، علمی، فنی، و عادات و رفتار آدمی است معماری، معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمانی را بدست می دهد.

 

 _برنارد چومی:

 معماری همیشه در مورد رویدادی بوده که در فضا
رخ می‏دهد تا درباره خود فضا.اگر معماری هم مفهوم و هم تجربة فضا و کاربرد، ساختار و انگارة نمودی (نه سلسله مراتبی) است. پس معماری می تواند به جدا ساختن این مقوله ها خاتمه دهد و آنها را به صورت ترکیبهای بی سابقه برنامه ها و فضا ها را در هم ادغام کند. معماری باید به عنوان ترکیب فضاها، رویدادها و حرکت ها بدون هیچ سلسله مراتبی یا اولویتی میان این مفاهیم دیده شود. معماری تنها نظمی است که بنا بر تعریف، مفهوم و تجربه، تصویر ذهنی و ساختار را در هم
می‏آمیزد. معماری، مکان ترکیب تمایزهاست.

_یوهانی پلاسما:

 معماری عالی ترین سکوتی است که به صورت ماده درآمده است، سکوتی می باشد که رنگ شده است. ما خواستار معماری هستیم که هدفش شاعرانه کردن چیزهای واقعی زندگی روزمره باشد. ما به یک معماری زاهدانه، فکور و اندیشمندانه نیاز داریم، به معماری سکوت.

_سیمون آیوازیان:

 معماری، وسیله و دستاوردی است برای رسیدن به عمق حیات و روح آفرینش و در نهایت رسیدن به آرامش و وحدت.

_آنتونیوگائودی:

  معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر وصل می کند.

_اسوالدماتیاس اونگرس:

 معماری هیچ ارزش مطلقی را بیان نمی کند، بلکه معماری نسبتی است از درگیریهایی دائمی و بحث های تحلیلی با عناصر واقعی.

_یاکوب بکما :

معماری بخشی از یک فرایند تولید فضا است.

_کلوتز:

 ما باید تمام ساختمان های جدید را تا حدود زیادی مرتبط با محیط آنها بدانیم زیرا معماری، بوم شناسی است .

_مارسل پلو:

 معماری مانند همه رسوم اجتماعی، بازتابی از تمدن است. تمام چیزهای موجود در معماری کیفیت ابداع دارد ..

 

_کاتسو هیروکوبایاشی: معماری، هنری است که بشر را عمدتاً با قدرت ذاتی فرم خود مسحور می کند.

 

_گالوانو دلاولپه:معماری ایده ها و ارزش ها را به وسیله سیستمی از علایم بیان می کند.

 

_ویتور ویوس: اولین شخصی که گفت معماری هنر است.

 

_والتر گروپیوس: از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند.

 

_اتیون لوییس بوله :معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقیناً خیر.

 

_تویوایتو: معماری پدیده شهری است .

-فوتوریست‌ها: معماری تحت تأثیر جهان مکانیکی و تکنولوژی می‌باشد.

_اسنووا:

ایدولوژی لادوفسکی درباره ساخت گرایی اینگونه معرفی شده بود که معماری باید ترکیب سه عامل روراستی فنی، امکان پذیری اقتصادی و بیان تجسمی باشد .

_ل‌.بنه‌وولو :

معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده.

کریستین نور برگ-شولتز:

 شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون.

_بالزاک:

معماری دفتر ثبت تاریخ بشری است.

گوته :

 معماری موسیقی تجسد یافته است.

ماریو بوتا :

 معماری چیزی جز ساختن زمین نیست.

بن فارمر :

معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.

فرانک گری :

هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.

تادائو آندو :

خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.

 

 

معماری

(از نگاه ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

 

معماری یا مهرازی ،یعنی ارائه بهترین راه حل، چه استفاده از راه‌حل‌های گذشته، چه خلق راه‌حل جدید برای رسیدن به هر هدفی.


معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیش‌تر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی خرد جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان می دانند.

طراحی معماری در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سایه، مصالح، برنامه و عناصر برنامه ریزی مانند هزینه، ساخت و فناوری است به منظور دستیابی به اهداف زیباشناختی، عملکردی و اغلب هنری. این تعریف، معماری رااز طراحی مهندسی که استفاده خلاقانه از مصالح و فرمها با بهره گیری از ریاضیات و قواعد علمی است، متمایز می کند.


آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند. تمدن‌های تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می شوند. ساختمان‌هایی چون تخت جمشید، اهرام ثلاثه مصر، کالاسیوم روم از جمله چنین آثاری محسوب می شوند. آثاری که پیوند دهنده مهم خودآگاهی‌های اجتماعی بوده‌اند. شهرها، مذاهب و فرهنگ‌ها از طریق همین یادواره ها خود را می‌شناسانند.

معانی و تعاریف

باید توجه داشت که امروزه واژه « معماری » در دو معنای وابسته بکار می رود:

یکی معماری به عنوان «فرایند ساماندهی فضا» که اسم‌معنا شمرده شده‌است و به یک فعالیت آفرینشگر (خلاقانه) آدمی توجه دارد و بر پایه ی علمی-تجربی، هنر و فناوری ساخت پدید می آید. این برداشت بیشتر از سوی معماران صورت میگیرد.

دوم معماری به عنوان «دستاورد ساماندهی فضا» یا اثر معماری که اسم‌ذات شمرده شده‌است و به ساختمان‌هایی اشاره دارد که پیش از ساخت آنها این فرآیند پیموده شده‌است. این برداشت بیشتر از سوی باستان‌شناسان و مورخین معماری بکار می رود.


_ویلیام موریس:

معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم، نمی توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ زمین ایجاد شده‌است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده‌اند. ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بعکس این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند.

 

 

_لوکوربزیه:

معماری بازی استادانه و درست اشکال در زیر نور است.

ریشهء واژه

واژه «معماری» در زبان عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار» ، بسیار آباد کننده. در زبان فارسی برابرهایی گوناگونی برای آن آمده‌است مانند :‌ «والادگر» ، «راز» ، «رازیگر» ، «زاویل» ، «دزار» ، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که از «مه» + «راز» درست‌شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش « مه » ، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. این واژه برابر مهندس معمار به تعبیر امروزی است. در زبان لاتین نیز واژه «architect» از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد, ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد. آرخه(arkhe)از فعل آرخین(arkhin) به معنای هدایت کردن و اداره کردن است.

 

 

 

منابع و ماخذ:


1:جودت,محمد رضا,شش مفهوم در معماری معاصر(مجموعه مقالات معماری و شهرسازی,جلد هفتم),تهران,نشر توسعه,صفحه20
2:بیکر,جفری اچ,لوکوربوزیه ­­­­تجزیه وتحلیل فرم,تهران,نسل باران,پیشگفتار
3: جودت,محمد رضا,شش مفهوم در معماری معاصر(مجموعه مقالات معماری و شهرسازی,جلد هفتم),تهران,نشرتوسعه,صفحه89
4 - اندیشه و تدبیر در طراحی معماری، 1381، چاپ 1381، اچ بیکر، جفری، ص 18
5- مجله آبادی، شماره 39، راپاپورت، آموس(ابداع معماری از غار تا شهر)، ص 4
6- مفاهیم پایه در معماری، چاپ چهارم پاییز 1382، داراب، دیبا، ص 9
7- مجله معمار، شماره 11، نوربرگ شولتز، کریستین(پدیده ی مکان)، ص12

 

نوعی, غلامحسین ,جهان بینی ملی و نیازهای زیستی در معماری ایران،

افشار نادری ,کامران, بازگشت در اکسپرسیونیسم در آثار پیشگامان،

هاشمی, سید رضا ,معماری، ادبیات، رسانه،

صارمی, علی اکبر, مدرنیته و رهاورد های آن،

نیاکان, شهلا, ویژگی معماری شهر،

، نوربرگ ,شولتز, م: نیر طهوری, تفکر هایدگر درباره معماری

دهقانی ,م: محمد ,تعاریف معماری

دیبا, داراب ,فرهنگ و معماری

چینگ ,فرانسیس ,م: زهره قراگزلو ,معماری فرم- فضا- نظم، ،

قرایی, امان الله, بحثی پیرامون معماری روز ایران،

جودت ,محمد رضا ,معماری مدرن وسکونتگاه، حیاط دریچه ای به طبیعت

افشار نادری, کامران, خلاقیت

هاشمی ,سید رضا , کلام معماری

- فلامکی, دکتر محمد منصور ,ریشه‌ها و گرایش‌های نظری معماری ، مؤسسه علمی‌و‌فرهنگی فضا

 

مزینی ,زمان‌ومعماری  

مشاهیرمعماری      

: